سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

210

تاريخ ايران ( فارسى )

را كه به او مساعدت نموده بودند بنوازد . در حين انقلابات ارواتس « 1 » استاندار ليديه مظنون واقع شد كه قصد تحصيل سلطنت مستقله دارد ، داريوش محرمانه به پاسبانان او كه پارسى بودند فرمان داد تا او را بقتل رسانيدند و ظاهرا همين تدبير از وقوع فتنه در آن سرزمين جلوگيرى كرد . آنگاه پادشاه شخصا به مصر رفت و بدون تأمل حاكم آن كشور را مقتول ساخت و بواسطهء احسان و همه نوع محبت و مهربانى كهنهء آن ناحيه را به خود متمايل نمود . چون ولايات دوردست را به اين وسائل امنيت داد مشغول شد باينكه كشورهاى عظيمهء خود را در تحت اداره و انتظامات واحد درآورد ، تيگلات پيلسر سوم پادشاه 22 - تصوير داريوش و رؤساى ياغى شاه ( چنان كه ديده مىشود ) بر دشمنانش ظفر يافته و كسى كه پشت‌سر وى ايستاده است از رجال مهم پارس و احتمال ميرود گبرياس باشد ، صورت بالا نمايندهء آهورامزد است كه پرواز مىكند و شاه بستايش او دست راست خود را بلند كرده است آشور در حفظ مملكت اين طريق را اختيار نموده بود كه در هرولايت هزاران خانوار

--> ( 1 ) - Oroites .